(بابا برف رو میگم) چه خبر دوستای خوبم ![]()
هوای دلم ای دیروز برفی بود ولی امروز ابر و آفتابی است شاید فردا آفتابی کمی تا قسمتی ابری باشه 
چی دارم می گم !
مهمونی بدک نبود ولی خیلی خوب نبود زیاد خوش نگذشت اخه دلم ابری بود .
خیلی بی حوصله ام حال احوال هیچ کاری رو ندارم
هیچکدوم از کلاسامو نمی رم این ترم چه امتحاناتی من بدم خدا کنه یدفعه خراب نکنم 
خبری نیست جز اینکه این چند روز مهی نبود دیشب ساعت ۱۲ رسید تهران اخه شیراز رفته بود ماموریت ولی خیلی خسته شده بود گفت راهش از مشهد هم دورتر است
خلاصه خوب شد من باهاش نرفتم
چیزی نخریدم چون فعلا مایه پایه نیست 
در اولین فرصت با آمدن مایه پایه دوباره می رم به سوی خیابان برای خرید ![]()
من خرید رو خیلی دوست دارم
راستی از موقع ای که دارم جهیزیه می خرم خیلی برای خودم خسیس شدم
دیگه هیچ لباسی و کفشی چیزی نمی رم بخرم دلم نمیاد می گم این همه دارم آخه قبلا همیشه پولام صرف خرید البسه و کفش و جی جی ویجی می شد ولی الان دیگه نه خب من نمی خرم به مهی هم اصلا روم نمیشه بگم چیزی می خواهم شاید ایندفع بیاد برم یک پالتو بخرم البته اون باید برام بخره شایدم نه نمی دونم تصمیم نگرفتم 
امروز مهمانی یکی از دوستام است مهی نمیاد ماموریت است برای همین است که دارم می رم مهمانی شاید مهمانی تو روحیه ام تاثیر بذاره
شاید هوای دلم دوباره خورشیدی بشه خدا کنه . هر چی فکر می کنم چه علتی می تونه داشته باشه زیاد متوجه نمی شم اخه الان به هرچی که فکر میکنم اعصابم رو خرد می کنه وای دارم دیونه می شم چرا من اینطوری شدم
الي جان ممنون که به یادم بودی عزیزم سلام
خبر خواستي نيست فقط اينکه يک نایسر دايسر خريدم
اصل نيست 9500 اصلش
39 تومان است اخه غذا سازم همه رنده ها رو داره اين رو براي دم دست گرفتم
6 شاخه گل روز گرفتم راستي الي به تزئينات هم اهميت بايد بدي چون وقتي
کسي مياد تو خونت روش نمي شه که پاشه بره تو آشپز خانه رو ببينه چي داري اول
پذيراييت به چشم مي خوره که بايد با سليقه تزئينش کني که مطمئن هستم تو هم
مثل خودمي با سليقه اي . گلها شدن 15هزار تومان
يک جفت مربا خوري گرفتم خيلي خوشگل است کوچوله یه در روش قرار ميگيره براي
بوفه قشنگ است البته من خودم خوشم نمياد بوفه ام خيلي پر باشه دوست دارم
همیشه تک بچینم یعنی هر قفسه فقط یک چیز توش باشه این شد ۴۵۰۰ همین
فعلا چیزی اضافه نکردم راستی من امروز برای ازدواج دانشجویی هم ثبت نام کردم
دیگه یادم نمیاد باز اگر چیزی یادم اومد می نویسم .
جهت اطلاع آنا جونم
بیایید و بشتابید که فال این هفته بروز شده است
اما امشب اومدم با یک عالمه خبر
خب یادتون میاد که سر کادوی تولد بحثم شده بود خوب تولد هم تمام شد و
نمی خواهم
بگم که به نفع من ولی انگار خود مهی فهمیده بود که باید به حرفم گوش
بده چهارشنبه اومد با همدیگر رفتیم خونشون تو جاده خیلی خوش گذشت شبش که خیلی بیشتر .
اخه ما هدیگر رو دو هفته ای بود ندیده بودیم صبح پنجشنبه رفتیم خیابون گفت که
برای خواهرش چی بگیریم گفتم همون چیزی که خودت گفته بودی خلاصه کلی
تعارف گذاشتش به عهده من گفت که راست میگم تو درست میگی منم بردمش
طلافروشی برای خواهرش یک سکه پارسایان به ارزش ۲۰ هزار تومان خریدم کلی
کیف کرد و تشویق که من این همه سر و سوز دارم البته برای دختر خواهرش هم یک
بسته مداد رنگی با یک مداد جادویی برای پسرش هم یک خودکار خوشگل گرفتم و
اومدیم خونه کادوشون کردیم عصرش خواهر شوهرم زنگ زد گفت همه بیایید خونه ما
از اونجا بریم رستوران
ما هم می خواستیم بریم بیرون آماده شدیم رفتیم خیابون من برای بچه خواهرم یک
کیف خوگشل گرفتم مهد کودکی است
بعد هم رفتیم رستوران جاتون خالی پیتزا رو زدیم تو رگ شبتر هم خونه خواهر
شوهری به صرف کیک هم دعوت شدیم که دیگه جا نداشتیم بخوریم صبح امروز
جمعه وقتی از خواب بیدار شدیم رفته بیرون تو کوچه باغها یخورده گشتیم و ساعت
۶ هم خونه خودمون بودیم الان با مامانم و مهی رفتیم ترمینال رسوندمش ساعت ۸
سوار اتوبوس شد الان هم که نزدیک ۹ است اومدم دارم براتون می نویسم
بچه ها جمعه ها رو دوست ندارم چون از مهی همیشه جمعه ها جدا می شم امروز
تو راه برگشت راجب به زندگی هم حرف زدیم هنوز معلوم نیست که کی باید بریم
سر خونه زندگیمون تا کار من جور نشه فعلا نمی شه بریم بهش گفتم یکسالی دیگه
بمونیم ولی دیدم که دیگه تحمل ندارم .
تور خدا برام دعا کنید که کارام روبه راه بشه زودتر
بریم سر خونه زندگیمون
بالا نوشت : سلام بچه ها دیروز (شنبه) رفتم یک چرخ گوشت ۲۵۰۰ وات خریدم
مارکش میسون است ۱۵۰ تومان شد یک آب پرتغال گیر هم خریدم اورانوس ۲۰ تومان شد .
تذکر :
دوستانی که در حال تهیه جهیزیه هستید اجناس یک مارک تهیه نکنید . بلکه
از هر مارکی بهترین رو تهیه کنید (مثل من![]()
![]()
)
وای که چقدر سرده
هنوز تو اداره فن های
اخه من پنچشنبه مهمانم بله مهمانم 
اخه یکی از همکارام که از قضا دوستم و همسایمون هم هست نی نی دار شده
حالا همه همکارام دعوت هستیم و اگر این مهمونی رو نرم خیلی بد می شه
. اخه از زمانی که من نامزد کردم چون معمولا همیشه پنجشنبه ها مهی رو می بینم و از شانس من هم همه مهمانی ها روز های پنجشنبه و جمعه است تا حالا تو هیچکدوم نتونستم شرکت کنم
ولی ایندفعه رو گفتم که مهی جونم نیاد
. البته ناراحت اون هم نباشید اون برای خودش برنامه چیده
می خواهد با دوستاش بره شمال
البته با کسب اجاز از اینجانب
خب منم مجبور که اجازه بدم
راستی یادم رفت بگم
بچه ها خیلی دلم برای مهی تنگ شده نمی دونم تا حالا براتون اتفاق افتاده دوست داشتید پیش کسی باشید ولی بهش دسترسی نداشتید چه حس بدی است الان من اون حس رو دارم 

خب بیایید ببینید این هفته قرار است چه اتفاقاتی بیافته
اورانوس با توانایی ایجاد ۴ لقمه تُستی و یک صفحه گریلی برای یک ساندویج باگتی
پیدا کردم مارکش اورانوس است و قیمتش هم شد ۳۵۰۰۰ تومان از قابلیت هاش هم
اینکه صفحه ها ش جدا می شند و راحت شسته می شند و همچنین صفحه هاش
تغییر هم می کنند یعنی هم برای نون تست هم برای باگت دراز فقط دو خونه داره
روش هم سیلور و سفید است قشنگ است اگر تو انیترنت پیدا کردم مدلش رو
می ذارم
اما از این چند روز چهارشنبه من تا ساعت ۶:۳۰ سرکار بودم خیلی خسته بودم قرار بود پنجشنبه سرکار بیام ولی به رئیسم گفتم که خیلی خسته ام و ایشون هم نمی دونم لطفش از کجا گرفت گفتند که مشکلی نیست البته به این آسونی ها هم نبود ها کلی اصرار کردم بماند .
یادتون میاد گفته بودم که قرار برم بانه برای خرید وسایل برقی خب کنسل شد . ساعت ۱۰ با مامانم رفتیم بیرون (فروشگاه رفاه) اونجا هر وسیله ای که می خواستم بود من هم یک گوشکوب برقی مارک فلیپس ۸۸۰۰۰ هزار تومان یک غذا ساز ۹۸۰۰۰ تومان مارک فلیپس یک سرخ کن مارک بیم ۱۱۸ هزار تومان یک آسیاب مخلوط کن ۹۳هزار تومان گرفتم البته قبلا قرار بود که یک غذا ساز بگیرم که همه اینها رو داشت به قیمت ۲۹۰ هزار تومان ولی دوستانم که استفاده کرده بودند گفتند که اشتباه است که یک وسیله چند کاره بگیری چون معمولا موتور اینها همه یکی است و اگر موتور بسوزه تمامی وسایلت از کار می افته من هم همه رو تک به تک گرفتم .
خب حالا مونده یک ساندویج میکر - یک چای ساز - یک چرخ گوشت- یک چرخ خیاطی - یک پلوپز ۴ نفره-یک قهوه جوش - و دیگر از این جی جی وی جی ها دیگه الان یادم نمیاد ولی عمده اش اینا هستند راستی من وسایلم رو سیلور و سفید انتخاب کردم به نظرتون خوب است .(حتما خوب است)
خلاصه اومدیم خونه و وسایلم رو نگاه کردم و جمع و جورش کردم تمام خرده ریزهام تو یکی از اتاق خواب ها گذاشتیم دیگه جا نیست بابایی جونم میگه حسنش به اینه وقتی میری خونه جا واز می کنه
مهی جونم ساعت ۵:۳۰ اومد قرار بود من برم دنبالش از همون ور دیگه بریم خونشون ساعت ۶ زنگ زد گفت بیا دنبالم رفتم دنبالش با دوستش بود دوستش رو رسوندیم و بعد راهی سفر شدیم حدودهای ساعت ۸ یا ۸:۳۰ رسیدیم خونشون شامی و خستگی و بعد هم لالا خیلی خوب بود وقتی مهی رو نمی بینم بعد از یک مدتی خیلی خوب است که یک شب باهاش تنها باشی خیلی لذت بخش است البته ما دوشب پیش هم بودیم .
صبح جمعه ساعت ۱۱ بیدار شدیم صبحانه خوردیم رفتیم بیرون گشت زدیم و عصر هم رفتیم صحرا که خیلی خوش گذشت شب هم مهمان خواهر شوهر کوچیکه بودیم و اومدیم خونه یک فیلم قشنگ داشت نشون می داد ترسناک بود ولی من سرم درد می کرد مهی جونم هم بخاطر من نگاه نکرد و اومد پیشم خلاصه فردای شنبه هم دیر بیدار شدیم مهی جونم رفت لنتای ماشین رو عوض کرد تو این مدت داشتم دیونه می شدم البته نشستم تو کامپیوترش یک فیلم ترسناک پیدا کردم و نگاه کردم تا اومدش .
عصر هم مهمون خواهر شوهر دیگه بودیم البته کافی شاپ به مناسبت قبولی در فوق لیسانسش به همه پیتزا داد من هم عصرش با مهی رفتم براش یک ساعت کادو گرفتم اون و سر شام بهش دادم خیلی خوشش اومد بعد اومدیم خونه و ساعت ۸:۳۰ راه افتادیم اومدیم خونمون تو جاده خیلی یواش اومدیم چقدر خوب عشقولانه بود
ساعت ۱۱ رسیدیم و مهی جونم ساعت ۲ بلیط داشت تا ساعت ۱ چرتی زد بعد هم بلندش کردم که بره راستی خواهرم یک فلش ۲۰ گیگی برام سوغات اورده بود آخه من عاشق این چیزا هستم خودم یک ۵ گیگی و یک دو گیگی دارم مهی میگه تو می خواهی آب این همه فش رو ام پی تری رو بگیری از هر چی دوتا داری بیا این ۲۰ گیگی رو بده به من گفتم نمی دم ولی آخر شب دلم نیومد بهش دادمش بوشش کردم و اومدم خوابیدم و الان هم در خدمتتون هستم
خیلی شد نه ببخشید سرتون رو درد اوردم .
حداقل اگر تابستان بود میشد تفریحی رفت از چند نفر پرسیدیم گفتند که جای
مناسب برای خواب نداره هتل خوبی نداره و همچنین باید بریم سنندج برای خواب و
این هم خودش خیلی طول می کشه که ۸ یا ۹ ساعت تو راه باشیم بعد هم یک ۳
ساعتی هم تو راه سنندج خیلی خسته کننده می شه در ضمن گفتند که جنسها
هم گارانتی ندارند زیاد جالب نیست در نتیجه تصیمیم گرفتیم که نریم راستی ما
دوباره قهر کردیم سر یکسری مسائل حالا حوصله ندارم بگم ولی در اولین فرصت
توضیح می دم ![]()